101 راهكار براي ابراز عشق و علاقه به همسرتان

  1. به او بگویید که دوستش دارید
  2. بغل کردن یا بغل شدن
  3. اطمینان پیدا کردن از این موضوع که به اندازه کافی برای او احترام و ارزش قائلید
  4. بوسیدن هنگامیکه دیگران در حال نگاه کردن به شما هستند
  5. بوسیدن زمانیکه مردم شما را نگاه نمی کنند
  6. به او بگویید که برایش ارزش قائل هستید
  7. دست های یکدیگر را بگیرید
  8. رفتن به یک دوچرخه سواری طولانی مدت
  9. تهیه یک هدیه ویژه
  10. هر زمان که نیاز به یک دوست خوب داشت، شما در دسترس باشید
  11. وقت گذراندن در کنار یکدیگر
  12. رفتن به سینما
  13. قدم زدن در جنگل، شانه به شانه هم
  14. ضبط کردن یک نوار پر از آهنگ های عاشقانه
  15. صحبت کردن در مورد احساساتتان
  16. رویاهایتان را با یکدیگر در میان بگذارید
  17. یکدیگر را با تمام وجود در آغوش بگیرید
  18. با هم روی نیمکت پارک بنشینید
  19. با هم قدم بزنید
  20. برای صرف غذا بیرون بروید
  21. پیک نیک بروید
  22. با هم فریزبی بازی کنید
  23. از هم تعریف کنید
  24. با هم داخل جکوزی ریلکس شوید
  25. استخر بروید
  26. با هم به خرید وسایل خانه بروید
  27. فقط نزدیک هم باشید
  28. با کمک هم غذا درست کنید
  29. یکدیگر را با عشق و علاقه لمس کنید
  30. تکالیفتان را با هم انجام دهید
  31. برای یک سفر تفریحی برنامه ریزی کنید
  32. با هم به مهمانی بروید
  33. کیک بپزید
  34. به کتابخانه بروید
  35. داخل موزه بچرخید
  36. فقط در کنار او باشید
  37. ببینید چه چیز برای دیگری جالب است - و آنرا انجام دهید
  38. با هم ورزش کنید
  39. به یکدیگر خیره شوید
  40. اتومبیل های یکدیگر را بشویید ( یا دوچرخه!)
  41. با هم به ماهیگیری بروید
  42. با هم صحبت کنید
  43. به نگرانی های یکدیگر گوش دهید
  44. ناخن انگشت پای یکدیگر را بگیرید
  45. آهنگ مورد علاقه او را انتخاب کنید
  46. به شادی های هم گوش دهید
  47. یکدیگر را در نزدیکی خود نگه دارید
  48. با چشم های او صحبت کنید
  49. برای هم نامه بنویسید
  50. تماس تلفنی داشته باشید
  51. به هم اعتماد کنید
  52. به او یک حلقه، کادو بدهید
  53. خانواده های یکدیگر ملاقات کنید
  54. با هم به کوهپیمایی بروید
  55. در حق هم از خودگذشتگی نشان دهید
  56. برای هم شکلات بفرستید
  57. به هم احترام بگذارید
  58. زیر نور ماه قدم بزنید
  59. یادداشت عاشقانه ای بنویسید و آنرا را در جایی پنهان کنید که او پیدا کند
  60. نگاه های تحریک کننده به هم کنید
  61. شعر بنویسید
  62. گل بفرستید
  63. شام را در روشنایی شمع صرف کنید
  64. کنسرت بروید
  65. طلوع خورشید را با هم نگاه کنید
  66. سالگرد ها را فراموش نكنید
  67. روی یکدیگر اسم های مستعار بگذارید
  68. به دیدن مناظر زیبا بروید
  69. یک فیلم اجاره کنید و با هم به تماشای آن بنشینید
  70. بدون سؤال برای هم کاری انجام دهید
  71. برنامه ازدواج بریزید
  72. یک جمله زیبا در گوش دیگری زمزمه کنید
  73. دوستان خوبی برای هم باشید
  74. با هم خوش بگذرانید
  75. برقصید
  76. موزیک گوش کنید
  77. با هم شوخي كنيد 
  78. با هم به یک چیز بامزه بخندید
  79. نسبت به هم با وفا باشید
  80. همدیگر را تحت تاثیر قرار دهید
  81. لیستی از چیزهایی که در مورد یکدیگر دوست دارید، تهیه کنید
  82. کتاب بخوانید و در مورد آن با هم بحث کنید
  83. دوستان یکدیگر را ملاقات کنید
  84. اسب دوانی کنید
  85. غذای مورد علاقه دیگری را برای او درست کنید
  86. ببنید چه چیزی او را خوشحال می کند
  87. برای هم هدیه درست کنید
  88. موهای او را بشویید
  89. غروب خورشید را تماشا کنید
  90. با اتوبوس به سفر بروید
  91. درخواست کنید تا آهنگ مورد علاقه او را از رادیو برایش پخش کنند
  92. یک کارت جالب و بامزه برایش بفرستید
  93. رویاهای آینده را با او در میان بگذارید
  94. با هم بازی کنید
  95. برای هم جوک تعریف کنید
  96. به هم فکر کنید
  97. ببینید چه چیز اورا عصبانی می کند
  98. با هم اسکیت کنید
  99. حلقه رد و بدل کنید
  100. با هم از یک بستنی بخورید
  101. عکس دو نفری بیندازید

تست شخصیت در اروپا

به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید جمع بزنید..

حاضرید؟

پس شروع کنید:


1)
چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟

الف- صبح،
ب - عصر و غروب،
ج - شب


۲) معمولاً چگونه راه مى روید؟

الف- نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند،
ب - نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج - آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د - آهسته و سربه زیر،
ه - خیلى آهسته


۳) وقتى با دیگران صحبت مى کنید؛

الف- مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید،
ب - دستها را در هم قلاب مى کنید،
ج - یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید،
د - دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید،
و - با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف میکنید



۴) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟

الف- زانوها خم و پاها تقریباً کنار هم،
ب - چهارزانو،
ج - پاى صاف و دراز به بیرون،
د - یک پا زیر دیگرى خم



۵) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واکنش نشان مى دهید؟

الف- خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب - خنده، اما نه بلند،
ج - با پوزخند کوچک،
د - لبخند بزرگ،
ه - لبخند کوچک


۶) وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید؛

الف- با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
ب - با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید، مى گردید
ج - در حد امکان آرام وارد مى شوید، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید


۷) سخت مشغول کارى هستید، بر آن تمرکز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند؛

الف- از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید
ب - بسختى ناراحت مى شوید
ج - حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود



۸) کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟

الف- قرمز یا نارنجى
ب - سیاه
ج - زرد یا آبى کمرنگ
د - سبز
ه - آبى تیره یا ارغوانى
و - سفید
ز - قهوه اى، خاکسترى، بنفش



۹) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى کشید؟

الف- به پشت
ب - روى شکم (دمر)
ج - به پهلو و کمى خم و دایره اى
د - سر بر روى یک دست
ه - سر زیر پتو یا ملافه...




۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید که:

الف- از جایى مى افتید.
ب - مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج - به دنبال کسى یا چیزى هستید.
د - پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید.
ه - اصلاً خواب نمى بینید.
و - معمولاً خواب هاى خوش مى بینید




امتیازات


سؤال اول:
الف(۲)، ب (۴)، ج (۶
)

سؤال دوم
:
الف (۶)، ب (۴)، ج (۷)، د (۲)، ه (۱
)

سؤال سوم
:
الف (۴)، ب (۲)، ج (۵)، د (۷)، ه (۶
)

سؤال چهارم
:
الف (۴)، ب (۶)، ج (۲)، د (۱
)

سؤال پنجم
:
الف (۶)، ب (۴)، ج (۳)، د (۵)، ه (۲ ا متیاز
)

سؤال ششم:

الف (۶)، ب (۴)، ج (۲)

سؤال هفتم:

الف (۶)، ب (۲)، ج (۴)

سؤال هشتم:

الف (۶)، ب (۷)، ج (۵)، د (۴)، ه (۳) و (۲)، ز (۱)

سؤال نهم:

الف (۷)، ب (۶)، ج (۴)، د (۲)، ه (۱)

سؤال دهم:

الف (۴)، ب (۲)، ج (۳)، د (۵)، ه (۶)، و (۱)

خب، امتیازهایتان را جمع زدید. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقایسه کنید و شخصیت خودتان را بشناسید.


نتیجه گیرى

اگر شما بالاى ۶۰ است:

دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویند«کاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند
.

اگر از ۵۱ تا ۶۰ دارید
:

بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند، بدون فکر عمل مى کنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر

هیجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.


گر از ۴۱ تا ۵۰ به دست آوردید
:

به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند. شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید
.


اگر ۳۱ تا ۴۰ نصیب شما شد
:

بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگر با کسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید
.



از ۲۱ تا ۳۰
:
در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار به نظر مى رسید. زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید
.


و اگر کمتر از ۲۱ داشتید
:

دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد.



 

اسلام وچگونگی ارتباط دختر و پسر (3)

همان طور که در مقالات قبل اشاره شد ، در منطق قرآن ، ارتباط دختر و پسر ذکر شده است و قرآن هر دو مبنای اضطرار و اختلاط را رد کرده، با یک عبارت زیبا، تکلیف همه چیز را روشن می کند. می گوید "عاشرو هن بالمعروف". مبنا در ارتباط دختران و پسران این است که معروف را رعایت کند.

ببینید عرف ارتباط دانشجویان چیست؟ عرف محیطهای فرهنگی چیست؟ عرف محیط شهری و روستایی چیست؟ عرف مسجد و حوزه و ... چیست؟ بعد نگاه کنید در این عرف خلاف شرع و عقل و طبیعت نباشد. سپس براساس همان مبنا ارتباط برقرار کنید.

قرآن می گوید ارتباط بر قرار کنیم چرا که گفته " عاشر " معاشرت کنید؛ " قولو " صحبت کنید. قرآن منفی برخورد نمی کند؛ اما می گوید : "دقت کنید که ار تباط شما بر مبنای معروف باشد ". فطرت ما هم این حرف را خیلی قشنگ می پسندد.

خداوند 38 بار در قرآن کریم از کلمه معروف استفاده کرده که 19 بار آن به اصل مشهور امر به معروف مربوط است و 19 بار آن به ارتباط زن و مرد. قرآن به ما مبنا ارائه کرده و می گوید: "تبیان بکل شیء " و مشکل ما را حل کرده.

عرف پسندیده در مساجد این است که پرده ای میان آقایان و خانم ها می کشند . در دانشگاه ها عرف پسندیده چیست؟

حضرت امام (ره ) اول انقلاب پیام می دهد که پرده ها را از کلاسهای درس بردارید. حال همین امام در منزل خودشان وقتی نوه ها به بلوغ می رسیدند، آنها را از شوخی کردن با یکدیگر بر حذر می داشتند. پس باید دید عرف پسندیده چیست. در دانشگاه تهران یا امیرکبیر یا دانشگاه سیستان و بلوچستان عرف ارتباط دختر و پسر با یکدیگر متفاوت است. باید دید عرف پسندیده در هر محیط چیست و بعد، آن شیوه خلاف عقل و شرع هم نباشد. قرآن می گوید : "معروف ، عرف پسندیده ای است که پسند شرع شرط آن است."

قرآن می گوید ارتباط بر قرار کنیم چرا که گفته " عاشروا " معاشرت کنید؛ " قولوا " صحبت کنید. قرآن منفی برخورد نمی کند؛ اما می گوید : "دقت کنید که ارتباط شما بر مبنای معروف باشد ". فطرت ما هم این حرف را خیلی قشنگ می پسندد. طبع دختر و پسر مجرد با متاهل فرق دارد. انسان هر چه جوان تر باشد و جلوه های جوانی و جمال در او قوی تر باشد، ضریب آسیب پذیری اش بیشتر می شود و ایمنی اش کمتر.

در ارتباط دختر و پسر بیشتر از آن چیزی که خود آگاه ما توجه داشته باشد، ناخود آگاه ما عمل می کند. در اردوهای فرهنگی، در کارهای علمی و بحثهای بین دختر و پسر، شاید ظاهر بحث علمی باشد، اما باید به حس ناخود آگاه آدمی دقت کرد . باید به پشت صحنه روان ناخود آگاه ارتباط ها دقت کرد. بویژه آنجا که فضا، فضاهایی به ظاهر مذهبی و فرهنگی هستند؛ چرا که ممکن است در جریان یک کار فرهنگی ، افراد از آن حس ناخود آگاه غافل باشند. روزی یکی از دانشجویان گفت: مشکلی برای من پیش آمده و آن این است که پسردایی ام به خواستگاری ام آمده. گفتم این که اشکالی ندارد. گفت: آخر او از من خیلی کوچکتر است. به خانه ما می آمد و من به او درس ریاضی می دادم. پس از مدتی گفت : می خواهم با تو ازدواج کنم. همگی به او خندیدیم و فکر کردیم شوخی می کند؛ اما دیدیم موضوع جدی شده است.

پرهیز از ازدواج اجباری

دانشجوی از دوستان خود نظر سنجی تهیه کرده بود و از آنها خواسته بود نظرشان را راجع به ارتباط دختر و پسر بگویند. یکی از آنها خیلی زیبا نوشته بود. گفته بود من حاضر نیستم با هیچ پسری صحبت کنم چون که نمی خواهم دچار ازدواج اجباری شوم. بله، او از علاقه ای هراس دارد که ممکن است بدون هیچ پشتیبانی معرفتی نسبت به پسری در او به وجود آید. حالت وجودی زن این گونه است که اگر کسی به او علاقه مند شود ناخود آگاه او نیز علاقه مند می شود، بعد بتدریج تصمیم می گیرد با او ازدواج کند. یعنی ازدواج اجباری. نکته دیگری هم تاکید کنم. برخی می گویند ما ارتباط بر قرار می کنیم و تا به حدی که رسیدیم، آن را قطع می کنیم. من می گویم ارتباط دختر و پسر در مرحله اول عنانش دست شماست تا جایی که بگویید کجا بروم، کجا نروم؛ ولی آن زمان که به آن حد خطرناک رسید، عنان از کف شما می رود. دیگر شما نیستید که بگویید من دیگر نمی توانم به ارتباط ادامه دهم. دست کم دیگر در فضای تخیلی خودتان نمی توانید آن را مهیا کنید، پس باید مراقب بود.

چگونگی ارتباط دختر و پسر (2)

با توجه به آنچه در مقاله پیس راجع به دو نظریه در رابطه با ارتباط دختر و پسر در جامعه گفتیم ، اینک به ادامه مباحث می پردازیم.

همان گونه که نظریه اختلاط غیر جنسی ، ما را به نظریه فروید می رساند که می گفت: " بندها را باز کنید و بگذارید همه آزاد باشند " . اسلام نیز صددرصد با نظریه حبس زنان مخالف است.

ما روایت داریم که صحابه پیامبر مرتب با حضرت زهرا(س) رفت و آمد داشتند و به منزل او می آمدند. گاهی حضرت زهرا (س) می گفتند: دلم هوای اباذر را کرده است، بگویید بیاید تا او را ببینم. حتی روایت داریم که یکی از صحابه ، در ملاقات با حضرت از زردی چهره او اظهار نگرانی می کند

اسلام خانه نشینی زن را قبول ندارد. بزرگانی مثل امام راحل(ره) مرتب تاکید کردند که زن باید در جامعه حضور اجتماعی داشته باشد و حضور اجتماعی زنان با نظریه اضطرار سازگار نیست. معتقدان نظریه اضطرار، گاهی به برخی روایات نقل شده از حضرت فاطمه(س) تمسک می جویند. من می پرسم حدیث شریف کسا به وسیله چه کسی به دست ما رسیده است ؟ چرا حضرت زهرا(س) حدیث را به یک مرد نامحرم به نام جابربن عبدالله انصاری می گوید ؟

ما روایت داریم که صحابه پیامبر مرتب با حضرت زهرا(س) رفت و آمد داشتند و به منزل او می آمدند. گاهی حضرت زهرا (س) می گفتند: دلم هوای اباذر را کرده است، بگویید بیاید تا او را ببینم. حتی روایت داریم که یکی از صحابه ، در ملاقات با حضرت از زردی چهره او اظهار نگرانی می کند و سلمان از مندرس بودن لباسهای فاطمه زهرا(س) سخن می گوید. این چگونه می تواند با مبنای اضطرار سازگار باشد ؟ البته ترجیح دارد که وقتی ضرورتی نیست، ارتباطی بر قرار نشود . اما نظریه اضطرار حرفش این است که تا ضرورت نشده ، زن از خانه بیرون نیاید و با مرد صحبت نکند؛ اما اگر این نظریه را تعدیل کنیم و بگوییم ترجیح و رجحان عقلایی باشد، نظریه خوبی است.

مبنای دینی ارتباط چیست؟

به هر حال احساس می شود بر این 2 نظریه ایرادهایی وجود دارد که هیچکدام از آنها جامع و کامل نیست و باید دید بالاخره مبنای دینی چیست؟ نظریه اختلاط اصولا با رفتار پیامبر اسلام(ص) سازگار نیست. روایت است که پیامبر(ص) هنگام عبور از خیابان ها و کوچه ها می گفتند: آقایان از وسط کوچه و خانمها از کنار حرکت کنند یا ورود و خروج خانمها از مسجد جدا باشد. پس باید حدود این روابط را از قرآن کریم جست که تبیان کل شیء است.

در قرآن ...

قرآن ارتباط دختر و پسر را به گونه ای زیبا در داستان دختران شعیب برای ما ترسیم می کند. اگر کمی دقت کنیم می بینیم قرآن با چه لطافتی این 2 نظریه را رد می کند.

" موسی یک جوان مجرد و غریبه است که روزی از بیابان می گذرد و 2 دختر جوان را می بیند که دارند گوسفندهایشان را از برکه آب دور نگه می دارد. موسی جلو می رود و از آنها می پرسد؛ چرا گوسفند هایتان را از دیگر گوسفندان جدا می کنید. آنها موقرانه پاسخ می دهند گوسفندها را آب نمی دهیم تا وقتی چوپان های مرد از اینجا بروند ".

ببینید در همین آیه اول ، هر 2 نظریه رد شد. اگر مبنا ضرورت است، هیچ ضرورتی رخ نداده بود که موسی با این دختران سخن بگوید و اگر مبنا اختلاط است ، موسی نگفت این حرفها چیست مگر این چوپان ها لولو خورخوره هستند.

آنچه مسلم است حریم زن و مرد باید رعایت شود : " موسی گوسفندان آنها را آب می دهد. سپس می رود زیر درختی و دعای بسیار زیبایی می کند. می گوید: " رب بما انزلت الی خیر فقیر " خدایا نسبت به آن چیزی که تو می خواهی به من بدهی، من فقیرم. "

نمی گوید چه می خواهد، می گوید هر چه می خواهی به من بده. گرسنه بود، غذا می خواست. تشنه بود آب می خواست، از دست فرعونی ها فراری بود، امنیت می خواست. مکان نداشت، مسکن می خواست. بیکار بود اشتغال می خواست. زن نداشت، همسر می خواست. اشتغال و ازدواج و امنیت و مسکن ، حق یک جوان است؛ اما موسی گفت: خدایا به آن خیری ، که تو از خیر به من نازل می کنی، محتاجم.

در آیات بعد دقت کنید :

چقدر شعیب زیبا از دخترانش می پرسد:

"چرا زود آمدید ". آنها پاسخ می دهند:

"جوانمردی به گوسفندان ما آب داد ". شعیب به دخترش می گوید:

"برو و آن جوانمرد را نزد من بیاور ".

ملاحظه می کنید : اگر شعیب می خواست اضطراری رفتار کند ، نباید دختر جوان را می فرستاد و اگر دختر هم می خواست اختلاطی بر خورد کند راحت به موسی می گفت بیا برویم، پدر با تو کار دارد؛ اما این دفعه دختر تنها به دیدار موسی می رود و در اوج حیا و متانت " تمشی علی استحیاء" حرکت می کند و کنار جاده منتظر می ماند. موسی فهمید دختر جوان با او کار دارد. بلند شد و جلو آمد. دختر جلو نرفت. در برخی روایات آمده است که جامه ای بلند را روی سرش کشید و خیلی مختصر و مفید گفت: پدر گفته، برای جبران زحمتی که برای ما کشیده اید نزد او بروید تا زحمت شما را پاس بدارد. باز در روایات آمده است که دختر می گوید: موسی قوی و امین بود می گویند از کجا امین بودنش را فهمیدی، پاسخ می دهد:

موسی نگفت بیا، دوشادوش هم حرکت کنیم؛ بلکه گفت ما رسم نداریم پشت سرزن حرکت کنیم، چون می دانید نگاه به قامت زن از پشت سرهم ایراد دارد، ولو این که محجبه باشد. موسی افزود:

بگذارید من جلوتر بروم و این گونه جوانمردی خود را نشان می دهد. پس از نقل داستان، دختر شعیب به پدر می گوید: او جوانی است قوی و امین، او را اجیر کن. و شعیب به موسی می گوید: می خواهم یکی از دخترانم را به عقد تو درآورم. بعضی ایراد می گیرند که چرا شعیب بدون مشورت با دخترش چنین تصمیمی گرفته ست؛ اما در تفسیرها آمده است که دختر شعیب با خواستن اجیر کردن، نظر مساعد خود را به پدر فهمانده است.

یک جمله معترضه بگویم : برخی جوانها از ما می پرسند خواستگاری دختر از پسر چه حکمی دارد ؟ می گویم از نظر شرعی هیچ ایرادی ندارد، اما حیای دختران به آنها اجازه ی چنین کاری نمی دهد؛ ولی خیلی وقتها دختران با کنایه این کاررا می کنند. مثل دختر شعیب که با کنایه خواست پدر، موسی را اجیر کند.

چگونگی ارتباط دختر و پسر (1)

آدمی در 2 جنس زن و مرد آفریده شده است و خداوند گرایش این دو جنس به یکدیگر را در نهاد آنها سرشته است طبیعت انسان، عرف جامعه و شریعت اسلام هم بر این گرایش صحه گذاشته و آن را به عنوان بدیهی ترین اصل فطرت پذیرفته است؛ اما ارتباط دختر و پسر پیش از ازدواج چگونه و حد و حدود آن کدام است؟ مبنای این ارتباط چیست و چگونه می توان حد و مرز آن را تعیین کرد. باید بدانیم مبنای ارتباط دختر و پسر از نظر دین اسلام چیست.

نظریه اضطرار:

یک مبنا در جامعه ما این است که در ارتباط دختر و پسر، اصل بر اضطرار یا ضرورت است. یعنی تا در جامعه ضرورتی نباشد و موقعیت اضطرار به وجود نیامده باشد بهتر است زن و مرد، دختر و پسر با یکدیگر ارتباط بر قرار نکنند. این نظریه بیشتر میان خانواده های سنتی و افراد سنتی. مذهبی به چشم می خورد

نظریه اختلاط :

در برابر این نظر، مبنای دیگری در جامعه تبلیغ و ترویج می شود که نظریه اختلاط نام دارد. بر اساس این نظریه زن و مرد با رعایت حدود شرعی و حجاب و نگاه و ... با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. مثل 2 انسان نه 2 جنس مخالف. برای مثل 2 دانشجوی دختر و پسر می توانند با یکدیگر، بحث علمی کنند و معاشرت داشته باشند، ضمن آن که حدود شرعی را حفظ کنند.

اگر تحریک را کم کردیم، حرص ایجاد نمی شود؛ اما اگر گفتیم دختر و پسر می توانند با هم باشند. و باهم مراوده کنند، در واقع عامل تحریک را بتدریج ایجاد کرده ایم. از طرف دیگر آنها را منع می کنیم که شما فقط حق دارید در حد بیان مسائل درسی، علمی، فرهنگی و سیاسی با یکدیگر صحبت کنید و وارد فضاهای دیگر نشوید، این امکان ندارد، چون زمینه های تحریک فراهم شده است

در حال حاضر این نظریه در نهادهای رسمی کشور، اداره ها، واحدهای فرهنگی و دانشگاه ها، صدا و سیما و ... حاکم شده است. حال باید دید مبنای 2 نظریه اختلاط و اضطرار چیست؟

کسانی که قائل به نظریه اضطرار در ارتباط دختر و پسر هستند می گویند : " آقا جان زن و مرد مثل آتش و پنبه هستند و قرار گرفتن آنها کنار هم خطرناک است " در نهاد دختر و پسر، کشش فوق العاده ای وجود دارد؛ البته برخی تصور می کنند این همان غریزه جنسی است در حالیکه با هم متفاوت است .

به هر حال بر اساس این نظریه آنچه مسلم است این است عشقی که میان 2 جنس مخالف به وجود می آید، به قدری قوی و انرژی زاست که خانمان سوز می شود و دیگر، عقل و تقوا نمی تواند آن را کنترل کنند.

این گروه حضرت یوسف (ع) را هم مثال می آورند که با وجود همه پاکی و نجابت ، نتوانست در مقابل یک زن مقاومت کند. آنجاست که دست به دعا برمی دارد و می گوید:

"خدایا اگر مرا نجات ندهی ممکن است پایم بلغزد ".

این مساله نشان می دهد که پاکی افراد ، نمی تواند از بروز خطر جلوگیری کند و از طرفی عقلانیت افراد هم جلوی آن را می گیرد. اینها می گویند حالا که می دانید اینقدر احتمال خطر وجود دارد، بهتر است دختر و پسر هیچ ارتباطی با هم نداشته باشند، مگر آن که مجبور شوند با یکدیگر ارتباط بر قرار کنند.

نظریه اختلاط چه می گوید؟

در برابراین گروه، اختلاطیون مبنای دیگری را بیان می کنند و می گویند: " الانسان حریص علی ما منع منه"، یعنی انسان حریص است بر آن چیزی که او را منع کنند. آنها بر این باورند که اگرمی خواهیم جامعه ای سالم داشته باشیم باید حساسیت دختر و پسر را نسبت به یکدیگر کم کنیم.

شهید مطهری در کتاب فلسفه حجاب بیان خیلی زیبایی از حرص و حریص شدن دارد. او می گوید:

"حرص در 2 زمان پدید می آید، یکی وقتی عامل، تحریک باشد و دیگری وقتی عامل، منع باشد. اگر زمینه تحریک بر طرف شد و بعد منع کردیم، حرص ایجاد نمی شود. "

شهید مطهری می گوید:

" اگر تحریک را کم کردیم، حرص ایجاد نمی شود؛ اما اگر گفتیم دختر و پسر می توانند با هم باشند و باهم مراوده کنند، در واقع عامل تحریک را بتدریج ایجاد کرده ایم. از طرف دیگر آنها را منع می کنیم که شما فقط حق دارید در حد بیان مسائل درسی، علمی، فرهنگی و سیاسی با یکدیگر صحبت کنید و وارد فضاهای دیگر نشوید، این امکان ندارد، چون زمینه های تحریک فراهم شده است "

شخصیت شناسى با اشکال هندسى

مقدمه

شاید شما هم جزو افرادى هستید که در دوران تحصیل درس هندسه برایتان هیچ جذابیتى نداشته و احتمالاً از شنیدن نام آن بیزارید ولى چند لحظه این موضوع را فراموش کنید. بعد ساده ترین اشکال هندسى را به خاطر بیاورید؛ مربع، مستطیل، مثلث، دایره و منحنى. سپس خیلى سریع و بدون اینکه زیاد به مغزتان فشار بیاورید شکلى را انتخاب کنید که بیشتر از همه می‌پسندید. در حقیقت یک تست روانشناسى پیش روى شما قرار دارد که با توجه به انتخابتان بسرعت نشان مى‌دهد شما در زندگى چه جور آدمى هستید و در چه مشاغلى احتمال موفقیتتان بیشتر است!

مربع

افرادى که شکل مربع را انتخاب مى‌کنند کسانى هستند که در یک محیط پایدار بیشترین احساس آرامش را دارند و مسیر کارهایشان کاملاً واضح است. چنین اشخاصى محافظه کارند و دوست دارند همه چیز مرتب و منظم باشد. وظیفه شناس هستند و اگر کارى را به آنها محول کنید آنقدر روى آن وقت مى‌گذارند تا تمام شود، حتى اگر کارى تکرارى و طاقت فرسا باشد و مجبور شدند به تنهایى آن را انجام دهند.

مستطیل

اصولگرایى مشخصه بارز این افراد است. آنها نیز نظم و ترتیب را دوست دارند ولى آن را بیشتر از طریق سازماندهی‌هاى دقیق اجرا مى‌کنند. این امر سبب مى‌شود که راههاى مناسبى را انتخاب و همه قواعد و مقررات را بررسى کنند. اگر وظیفه‌اى را به این اشخاص محول کنید ابتدا آن را به خوبى سازماندهى مى‌کنند تا اطمینان یابند که بطور اصولى اجرا خواهد شد.

مثلث

اشخاصى که شکل مثلث را انتخاب مى کنند هدف گرا هستند. آنها از برنامه ریزى قبل ازانجام کارها لذت مى‌برند و به طرح موضوعات و برنامه‌هاى بزرگ و بلند مدت تمایل نشان مى‌دهند، اما ممکن است جزئیات را فراموش کنند. اگر کارى را برعهده آنها بگذارید ابتدا هدفى را براى آن تعیین و سپس با برنامه ریزى کار را آغاز مى‌کنند.

دایره

چنین افرادى اجتماعى و خوش صحبت هستند، هیچ لحن خشنى ندارند و امور را به وسیله صحبت کردن درباره آنها تحت کنترل خود در مى‌آورند. ارتباطات اولین اولویت آنها در زندگى است. مطمئن باشید که اگر وظیفه‌اى به آنها محول شود آنقدر درباره آن صحبت مى‌کنند تا هماهنگى لازم ایجاد شود.

منحنى

خلاقیت در این قبیل افراد موج مى‌زند و اغلب اوقات کارهاى جدید و متفاویت را ارائه مى‌دهند. نظم و ترتیب برایشان کسالت آور است و اگر تکلیف را براى آنها در نظر بگیرید ایده‌هاى خوب و مشخصى را براى آنها ابداع مى‌کنند. بطور کلى افرادى که سه شکل اول یعنى مربع، مستطیل و مثلث را انتخاب مى‌کنند در جهت مسیر ویژه در حرکت هستند و کارها را بطور منطقى و اصولى انجام مى‌دهند ولى ممکن است خلاقیت کمى داشته باشند. اما گزینش دایره و منحنى نشان دهنده خلاقیت و برون گرایى است. چنین افرادى به موقعیتهاى جدید وسایر افراد دسترسى پیدا مى‌کنند ولى چندان اصولگرا و قابل اعتماد نیستند.

کاربرد تست

این تست براى ارزیابى افراد نسبت به موقعیت شغلى شان کاربرد دارد و یا به منظور پى بردن به این نکته که اشخاص مختلف تا چه حد مى‌تواند باهم کار کنند. اگر شما بشدت علاقه‌مندید که یک کار خاص و اصولى را انجام دهید یک فرد مربع دوست مى‌تواند همکار خوبى برایتان باشد.
همچنین اینگونه افراد براى کار در دوایر حسابرسى هم کاملاً مناسبند. اگر کارها نیاز به سازماندهى گروهى داشته باشد مثلث دوستان در پیشبرد فعالیتها موفق خواهند بود. این افراد مى‌توانند مجرى خوبى باشند، چون اهداف را مشخص و اطمینان مى‌یابند که دستیابى به آنها ممکن است. براى هر نوع ارتباطات حضورى افرادى که دایره را انتخاب مى‌کنند، بهترین هستند. آنها مى‌توانند یک کارمند خوب، مسئول پذیرش یا فردى باشند که به مشتریان خود خدمات مناسبى را ارائه مى‌دهند. بالاخره افرادى که شکل مورد علاقه‌شان منحنى است همیشه ایده‌هاى تازه دارند و بطور مثال براى کار در شرکتهاى تبلیغاتى مناسبند

ضربه عاطفي جوانان بر اثر استفاده از سايت‌هاي دوست‌يابي

آمار ازدواج‌هاي اينترنتي در حد نگران كننده‌اي است . جوانان از طريق سايت‌هاي اينترنتي با يكديگر آشنا شده و بعد از اينكه يكي از طرفين بدون اطلاع از اين رابطه انصراف مي‌دهد طرف ديگر به دليل ضربه عاطفي، دست به خودكشي مي‌زند.

يكي از مشكلات جديد كار در فضاي اينترنتي علاقه‌مندي نوجوانان و جوانان از طريق اينترنت نسبت به يكديگر است كه متأسفانه پس از دوستيابي و نرسيدن به خواسته مورد نظر خود ، افسرده مي شوند و در بعضي مواقع دست به خودكشي مي‌زنند و مشكلات زيادي را براي خانواده‌ها به وجود مي‌آورند.

بيشتر جوانان از طريق اينترنت و چت با هم دوست مي‌شوند و نسبت به هم ابراز علاقه مي‌كنند و گهگاهي نيز دو همجنس با هم در حال گفت‌و‌گو و ابراز علاقه هستند كه بعد از متوجه شدن اين موضوع در بين طرفين گاهي به خاطر علاقه يكي از طرفين اين قضيه برايش دردناك مي‌شود.

 

* خودكشي بر اثر اضطراب و استرس ايجاد مي‌شود.

خودكشي بر اثر اضطراب و استرس ايجاد مي‌شود كه امروزه به دليل استفاده از اينترنت و آشنايي جوانان از طريق چت با يكديگر روز به روز رو به ‌افزايش است كه متأسفانه به علت بي‌توجهي والدين به نوجوانان و جوانان در هنگام استفاده از اينترنت، خودكشي اينترنتي رو به افزايش است.

يكي از مشكلاتي كه امروزه در جامعه كنوني ما رو به افزايش است استفاده نادرست جوانان از كامپيوتر است كه به دليل چت بين دو جنس مخالف و گاهي هم دو همجنس مشكلات روحي و رواني رو به افزايش است زيرا گاهي در اين چت‌ها نسبت به هم علاقه‌مند مي‌شوند و وقتي به خواست خود نمي‌رسند به دليل مشكلات روحي و رواني دست به خودكشي مي‌زنند.

اگر خانواده‌ها در هنگام استفاده از كامپيوتر به جوانان خود توجه بيشتري داشته باشند و آنها را كنترل كنند بدون آنكه محدوديت براي آنها ايجاد كنند مي‌توانند از اينگونه معضلات جلوگيري كنند.

 خودكشي اينترنتي هيچ فرقي با خودكشي‌هايي كه بر اثر اضطراب و ترس ايجاد مي‌شود، ندارد؛ خودكشي اينترنتي بر اثر استفاده بيهوده از اينترنت صورت مي‌گيرد كه باعث آشنايي دو جوان با يكديگر و علاقه‌مندي آنها نسبت به هم مي‌شود و هنگامي كه به نتيجه نمي‌رسند يكي از طرفين براي تخليه فشارهاي رواني خود دست به خودكشي مي‌زند.

متأسفانه در برخي مواقع در سايت‌هاي مختلف راهكارهاي خودكشي به نوجوانان و جوانان آموزش داده مي‌شود، اين در حالي است كه بيشتر خانواده‌ها از آن غافل هستند.

در برخي از سايت ها چگونگي ساخت قرص اكستازي ياد داده مي‌شد حال اگر شخصي دچار فشارهاي روحي و رواني باشد به اين سايت‌ها هم مراجعه كند ناخواسته تحت تاثير قرار گرفته و براي تخليه فشارهاي رواني خود دست به خودكشي مي‌زند.

علاوه بر اين مشكلات نيز قضيه دوستي‌هاي اينترنتي را نبايد ناديده گرفت زيرا جوانان را دچار اضطراب، ترس و علاقه‌مندي كاذب مي‌كند كه اگر به نتيجه دلخواه نرسند، آنها را به سمت مرگ فرا مي‌خواند.

يكي از مشكلات اساسي در جامعه كنوني ما وجود كامپيوتر در بيشتر منازل است البته بدون فرهنگ صحيح استفاده از آن- كه متأسفانه بيشتر فرزندان را از خانواده‌ دور مي‌كند و نوجوانان و جوانان را از طريق اينترنت به دوستيابي و آموزش‌هاي غلط هدايت مي‌كند .

 

* استفاده نادرست از اينترنت موجب خودكشي نيز مي‌شود

م.ح، كسي است كه بعد از ضربه عاطفي از چت دست به خودكشي زده است، او مي‌گويد: به دليل استفاده نادرست از اينترنت و چت با يك جنس مخالف نسبت به او علاقه‌مند شدم؛ چند ماهي نگذشته بود كه متوجه شدم او نسبت به من علاقه‌اي ندارد و اين باعث فشار روحي و رواني‌ام شد كه تصميم به خودكشي گرفتم اما با كمك خانواده‌ام بهبود يافتم ولي به اين نتيجه رسيدم كه در عين اينكه اينترنت كارايي‌هاي زيادي دارد در عين حال مي‌تواند منجر به خودكشي و بي‌هويت شود.

وي ادامه مي‌دهد: در سايت‌هاي زيادي مشاهده كردم كه جواناني با هم قرار مي‌گذاشتند كه در يك روز معين، در يك زمان و ساعت به نوع‌هاي مختلف دست به خودكشي زنند تا بتوانند توجه زيادي را به خود جلب كنند، به نظرم خانواده‌ها نبايد نظارت خود را به نوجوانان و جوانان كاهش دهند.

بسياري از آسيب‌هاي اجتماعي ريشه در كانون خانواده دارد. از اين رو خانواده‌ها بايد ارتباط خود را با فرزندان زياد كرده و آموزش‌هايي ببينند تا حرف فرزندان را بفهمند و بتوانند مشكلات فرزندان خود را حل كنند.
 
 
 
*عدم ارتباط خانواده‌ها با فرزندان باعث گرايش جوانان به اينترنت شده است

يك آسيب‌شناس بيان مي‌كند: امروزه چالش بزرگي كه در بين نسل جوان ايجاد شده عدم برقراري ارتباط خانواده‌ها با فرزندان خود است به همين دليل افراد به خصوص جوانان به اينترنت و كامپيوتر پناه مي‌برند.

اينترنت پديده و تكنولوژي است كه‌ استفاده‌هاي مفيدي دارد در نتيجه نمي‌توان به طور كلي اينترنت را خطرآفرين دانست و از آن تبليغ غلط كرد بلكه چگونگي استفاده درست از آن مورد توجه است؛ در حقيقت اگر از هر پديده‌اي خوب استفاده كنيم، نتيجه‌ خوب خواهيم گرفت.

 

افراد با ورود به برخي از سايت‌ها نه تنها چيزي به اندوخته‌هايشان اضافه نمي‌شود بلكه گرفتاري‌هايي از جمله نااميدي، يأس، استرس و اضطراب را به آنها منتقل مي‌كند. ‌

استفاده نادرست نسل جوان از اينترنت موجب مي‌شود تا آنها در معرض خطر‌هايي كه جبران ناپذير است، قرار گيرند.

 

جوانان به دليل اينكه فرهنگ مدرن را ياد گرفتند، از فرهنگ سنتي فاصله گرفته‌اند و امروزه آنها بيشتر زندگي خود را با اينترنت و به دور از نظارت خانواده مي‌گذرانند.

خانواده‌ها به دليل گفت‌و‌گو كم با فرزندان خود مشكلاتي را براي خود و فرزندان ايجاد مي‌كنند و زماني متوجه مي‌شوند كه فرزندانشان از طريق اينترنت با يك سري اطلاعات نادرست آشنا مي‌شوند؛ اين افراد به مرور زمان بيمار شده و دست به خودكشي مي‌زنند و خيلي از مشكلات ديگر را ايجاد مي‌كنند.

بسياري از آسيب‌هاي اجتماعي ريشه در كانون خانواده دارد. از اين رو خانواده‌ها بايد ارتباط خود را با فرزندان زياد كرده و آموزش‌هايي ببينند تا حرف فرزندان را بفهمند و بتوانند مشكلات فرزندان خود را حل كنند.

پدر و مادر بايد رفت و آمد خانوادگي را زياد كنند و به جاي اينكه فرزندان را با اينترنت تنها بگذارند ، روش‌هاي فرهنگي و سنتي خودشان را مجدداً احيا كنند تا پايه‌هاي مثبتي براي كاهش آسيب به وجود آيد

روانشناسی ازدواج

مقدمه

ازدواج یکی از مراحل مهم در زندگی انسان به شمار می‌رود. نتایج اطلاعات متعددی که در مورد ازدواج انجام شده بر اهمیت آن در سلامت جسمانی و روان شناختی تأکیده کرده‌اند. در دهه‌های اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران و متخصصان بالینی و خانواده به کیفیت روابط زناشویی ، رضایت زوجین و تأثیر آن در سلامت خانواده جلب شده است. بطور کلی آنچه در مباحث روانشناسی ازدواج مورد توجه است بررسی عوامل مؤثر بر ازدواج و عوامل ارتقاء دهنده شرایط کیفی ازدواج است که مباحثی چون نقش عوامل مادی ، فرهنگی ، روانی ، شخصیتی را بر تصمیم گیری ازدواج و رضایت ازدواج را در بر می‌گیرد.

تاریخچه روانشناسی ازدواج

ازدواج به عنوان یکی از رویدادهای مهم مرحله انتقال به بزرگسالی مقوله‌ای بسیار پیچیده است. شروع مطالعه علمی و دقیق در این مورد به سال 1930 بر می‌گردد، که بطور گسترده‌تر در سال 1950 تغییراتی عمیق در پروژهشهای مربوط به آن صورت گرفت. اولین تحقیق منتشر شده در مورد روانشناسی ازدواج اثر ترمن و همکارانش بود. آنها تلاش کردند به این سؤال پاسخ دهند که چه تفاوتهایی می‌تواند بین ازدواج موفق و نا‌موفق داشته باشد.

مباحث روانشناسی ازدواج

بطور کلی می‌توان گفت در روانشناسی ازدواج دو دسته مبحث کلی مورد توجه است. یک دسته مباحثی است که به شرایط قبل از ازدواج و در واقع به مرحله تصمیم گیری برای ازدواج می‌شود، در دسته دیگر مطالبی را شامل می‌شود که به مراحل حین ازدواج و بعد از ازدواج مربوط هستند. در زیر به برخی از آنها می‌پردازیم.

تصمیم گیری برای ازدواج

در این مرحله تلاش می‌شود سؤالاتی از این قبیل پاسخ داده شود که یک فرد چگونه می‌تواند زوج مناسبی برای خود انتخاب کند؟ در انتخاب زوج چه اولویتهایی را مد نظر قرار دهد؟ آیا شرایط مادی مهمتر هستند یا شرایط خانوادگی و فرهنگی؟ عوامل شخصیتی تا چه اندازه می‌تواند ازدواج موفقی را پیش بینی کند؟ آیا تناسب و همانندی در صفات شخصیتی مهمتر است یا مکمل بودن این خصوصیات؟ چگونه می‌توان فهمید دو نفر از لحاظ شخصیتی چقدر با یکدیگر تناسب دارند و غیره. روانشناسی ازدواج تلاش کرده با انجام تحقیقاتی به سؤالات فوق پاسخهای مناسب ارائه داده و نتایج یافته‌های خود را در فرآیند مشاوره ازدواج در اختیار افراد قرار دهد.

آنچه در فرآیند مشاوره ازدواج در این مرحله مورد توجه است، رعایت اصل تناسب و اصل اولویت بندی است. بر اساس اصل تناسب گفته می‌شود هر اندازه افراد از لحاظ شرایط مادی ، فرهنگی و شخصتی ، تحصیلی متناسب با یکدیگر باشند ازدواج موفقتری خواهند داشت. به همان اندازه که ازدواج یک فرد از طبقه اقتصادی بسیار بالا با فردی از طبقه اقتصادی پایین عدم هماهنگی و در نتیجه احتمال عدم موفقیت را به همراه خواهد داشت، عدم تناسب ویژگیهای شخصیتی نیز (حتی بیشتر) مشکلات عمیق را بروز خواهد داد.

تصور کنید ازدواج یک فرد با ویژگی شخصیتی برونگرایی با فردی با ویژگی شخصیتی درونگرایی را. با توجه به اینکه افراد برونگرا تمایلات شدید به شرایط بیرونی مثل برقراری
روابط اجتماعی ، حضور در جمع و غیره دارند و افراد درونگرا برعکس تنهایی را بیشتر می‌پسندند، به نظر شما ازدواج موفقی خواهند داشت. بر اساس اصل الویت بندی گفته می‌شود چون در عمل ، امکان ازدواج با فردی که از تمام جنبه‌ها مطابق با شرایط و مدارکهای فرد باشد پایین است، بنابراین توصیه می‌شود با اولویت بندی و امتیاز دهی به هر یک از جنبه‌های مورد ملاک ، تصمیم گیری را آسانتر انجام دهند. این نوع اولویت بندی در کلیه تصمیم گیریها مورد نظر است.

شروع و تداوم ازدواج

در این مرحله مسائلی مورد بررسی قرار می‌گیرند که آغاز یک ازدواج موفق و تداوم آنرا تحت تأثیر قرار می‌دهند. با توجه به اینکه دو فردی که با امر ازدواج تصمیم می‌گیرند زندگی مشترکی را زیر یک سقف آغاز کنند، تفاوتهای عمیقی دارند که بخشی از آن به تفاوتهای زن و مرد و بخش دیگر به تفاوتهای اقتصادی ، فرهنگی ، تربیتی و خانوادگی و ... باز می‌گردد. رسیدن به یک خط تعادلی مشترک به نظر ، کلی مشکل می‌رسد. البته در اوایل زندگی با توجه به ویژگی آرمانگرایی که هر دو طرفین دارند، این مشکلات هر چند وجود دارند اما شاید کمتر به چشم بخورند.

در هر حال لازم است افراد در شرف ازدواج و زوجهای جوان مطالبی را که معمولا به عنوان عوامل آسیب رسان به رابطه همسران شناخته می‌شوند بشناسند و در مواردی که به استحکام روابط آنها کمک می‌کنند آموزش بینند. روان شناسی ازدواج در این مرحله آشنایی با تفاوتهای زن و مرد ، روند حل مسأله ،
مواجهه با تغییرات اساسی ، شیوه تعاملات مناسب را آموزش می‌دهد.

چه عواملی تأثیر منفی بر ازدواج می‌گذارند؟

عوامل زیر در عدم موفق ازدواج تأثیرات اساسی دارند:


  • عدم تناسب فرهنگی ، اجتماعی ، شخصیتی و اقتصادی

  • عدم آشنایی زوجها با برقراری ارتباط مناسب و تعاملات سازنده: زوجهایی که روابط متعادلتری برقرار می‌کنند، معمولا موفقتر هستند. زوجهای ناموفق افرادی بوده‌اند که یک یا هر دو آنها توان برقراری رابطه مثبت را نداشته‌اند یا بیش از حد به این روابط بها داده‌اند، بطوری که به نوعی وابستگی کشانده شده‌اند. به عبارتی به همان اندازه که سردی در روابط عمدتا مشکل آفرین است، علاقمندی مفرط و خارج از حد که به صورت وابستگی و چسبندگی ظاهر می‌شود مشکل آفرین خواهد بود.

  • عدم آشنایی زوجها با فرآیندهای حل مسأله و مواجهه با تغییرات اساسی زندگی: با توجه به اینکه هر فردی در طول زندگی خود با مسائل و مشکلاتی مواجه می‌شود، برای حل این مسائل فنونی را بکار می‌برد. برخی از این فنون منفی و برخی دیگر مثبت هستند. هر چه زوجها توان حل مشکلات را به شیوه مثبت داشته باشند و مثلا بجای قهر ، داد و بیداد و غیره که شیوه‌های منفی هستند، به شیوه مؤثرتری مثل بحث و گفتگوی آرام و ... مسائل ما بین خود را حل و فصل کنند، موفقتر خواهند بود.

  • ازدواج قبل از 20 سالگی و یا پس از 30 سالگی

  • زوجین بعد از یک اتفاق یا حادثه ناراحت کننده ازدواج کرده باشند.

  • یک یا هر دو شریک زندگی در صدد فاصله گرفتن از خانواده اصلی خود باشند، یا یکی یا هر دو آنها به خانواده خود وابسته باشند.

  • زوجین دارای منظومه‌ای از برادران و خواهران ناسازگار باشند.
  • زوجین در محلی بسیار نزدیک یا بسیار دور از هر یک از خانواده‌های اصلی خود سکونت داشته باشند.
  • زوجین از نظر مالی ، فیزیکی و یا عاطفی به خانواده خود وابسته باشند.
  • زوجین قبل از یک دوره آشنایی 6 ماهه و یا پس از دوره نامزدی سه ساله ازدواج کرده باشند.
  • جشن ازدواج بدون حضور اعضاء خانواده یا دوستان برگزار شده باشد.
  • زن پیش از ، یا در طول اولین سال ازدواج باردار شده باشد.
  • هر یک از زوجین با برادران ، خواهران و یا والدین خود رابطه ضعیفی داشته باشد.
  • هر یک از زوجین دوران کودکی یا نوجوانی خود را دوران ناخوشایند تلقی می‌کنند.
  • الگوها در هر یک از خانواده‌های زوجین بی‌ثبات باشد.

جنايت جنسي در خانمها

اعما ل زور جنسي مردان بر زنان در اشكال گونا گون پيش مي آيد و با زنان و دختران در هر سني برخورد مي كند .
بندرت هم مردان قرباني اين اعمال زور مي شوند اين اعمال زور جنسي بيشتر مردان آنرا بعنوان يك ابزاز قرار ميدهند . حمله جنسي به معني اعما ل زور ، آزمايش قدرت و فرمانروايي در مقابل جنسيت مونث.
سكوت را بشكنيد
زنان سكوت خودشان را بشكنند و شكايت بكنند . خودتان را ديگر زنان همگام نشان بدهيد ، خودداري كردن از هر شكايت براي جنايت جنسي به آنها يك شانس ديگري را مي دهد كه دوباره خلاف قانون عمل بكنند . مجرمان جنسي اغلب دوباره همان جرم را تكرار مي كنند.
ريسك بكنيد و از خطر پيشگيري كنيد
زنان اغلب از قبل در زماني كه دختر بودند ياد گرفتند كه خودشان را مطاقبت بدهند . و نمي توانند ازجلب توجه كردن مردان به خودشان خودداري بكنند . و همين باعث مي شود كه مردان با بي شرمي سواستفاده بكنند .
و زنان را مجبور مي كنند كه آنها مطيع قدرتشان باشند و يا آنها با اعما ل زور نرم ميشوند و قرباني را راضي و فريب مي دهند . و يا آنها را با قدرت بالايي كه دارند تهديد مي كنند و به اين خاطر خيلي براي زنان مهم است كه اعتماد به نفس شان را قوي بكنند و آن را رشد بدهند كه توسط آن بتوانند از خطر جلو گيري بكنند و قرباني جنايت جنسي نشوند .
را ه هايي كه ميتوان انجام داد
ايجاد كردن شرايط زندگي در فضاي آزاد و بدون وابستگي
ياد بگيريد احتيا جا ت خودتان را تشخيص بدهيد تا بتوانيد براي گرفتن حقتان آن را فرمول بندي بكنيد .
خط و مرزها را روشن كنيد و بموقع شرايط هاي نا متنا سب را قطع كنيد اگر رفتار يي ادبانه اي را احساس كرديد .
شما بايستي در هر زمان\" نه\" بگوييد و شرايط ناخوشايند را قطع كنيد .
يك لحظه در آرامش فكر بكنيد در چه مقطع از زندگيتان شما تا به حال ريسك كرديد كه مانند آن را در آينده بتوانيد اجتناب بكنيد .
وسيله دفاعي
در فكرتان برنامه ريزي بكنيد چگونه شما از يك حمله دفاع مي توانيد بكنيد . در يك دوره دفاع شخصي براي زنان ثبت نام بكنيد . تمرين ويژه مي تواند از تصميم نا گهاني مجرامان جلوگيري كند . با دفاع شخصي و وسيله دفاعي مي توانيد احساس امنيت بكنيد .
دوره هاي دفاع شخصي
اين امكان را مي دهد كه حفاظت و اعتماد به نفس را بالاببرد ، به شرط اينكه بطور مرتب تمرين بكنيد .
در نزد يك حمله
آيا مقاومت در نزد يك حمله با ارزش است ؟ نمي توان در كل جواب معتبري را داد . درمقاومت بعضي از مجرمان در حين فرار كتك مي زنند . و بعضي از آنها پرخاشگري شديدي را دارند شما اين امكانات اجرايي را داريد .
شما با مجرم بطور روش صحبت بكنيد و بطور واضح و بلند از او خواستار شويد كه شما را در آرمش بگذارد .
با صداي بلند با مجرم حرف بزنيد . مرداني وجود دارند كه صداي بلند از فكري كه دارند منصرف و شما را رها ميكنند.
امكانات خودتان را در يك فهرست برسي بكنيد . سعي كنيد به بهانه اي اطاق را ترك كنيد ، اگر شما در راه هستيد ممكن است مجرم شما را تا محل شلوغ تعقيب كند در جايي كه شا نسهاي شما بزرك هستند و نفر سومي براي كمك مي - آيد . فرياد كشيد بلند با ارزش است تا صداي شما را بشنوند و همزمان با اين وسيله كمك بخواهيد .
بعد از يك حمله
با پليس تما س بگيريد و يا فورا\" خودتان را به پاسگاه برسا نيد و معرفي كنيد . در نزد جنايت جنسي قرباني اين حق را دارد كه شخصي با هم جنسيت خودش از او سوا ل كند . در يك حمله جسمي قرباني ا ين حق را دارد كه نزد پزشك ، روانپزشك ، وكيل، و كمك مادي و اجتماعي مشاوره بشود. لبا سها يي را كه درهنگام جرم به تن داشتيد آنها را نشوييد و آنها را براي تحقيق و برسي نگه داريد . و همينطور تازماني كه شما را معاينه نكردند حمام نروريد چونكه بيشتر اثار جنايت از بين مي رود. لباسهايتان را در يك كيسه و يك در پاكت بگذاريد .
به آن فكر بكنيد
سيستم هشدار دهنده شما از درون شما را هوشيار مي كند كه چه رفتا هايي بهتر مي تواند از شما محافظت بكند . و به شما علامت مي دهد كه از چه شرايط نا مساعدي جلوگيري ويا قطع كنيد .
در شرايط بحراني مصلحت اين است كه :
كه سمت خيابان ، كافينت، ميز، نيمكت در اتوبوس يا در قطار را عوض كنيد .
ازتردد در خيابان تاريك و بي رفت و آمد خودداري كنيد .
در هنگامي كه شخصي از درون ماشين سوا ل ميكند نزديك آن نشويد .
زماني كه در وسايل عمومي حمل ونقل هستيد نزديك به راننده بنشينيد .
كليد خانه و وسيله نقليه هميشه دردسترس باشد . چيزهاي بارزش را در كيف قرار بدهيد ويا با خود حمل كنيد .
بجاي استفاده ازآسانسور منزل از پله ها استفاده كنيد.
هر گز سوار ماشين شخصي غريبه نشويد .
ما شين شخصي
سوارشدن ماشين شخصي هميشه براي كودكان ونوجوانان با يك ريسك همراه بوده است .
هرگز سوار ماشين شخصي نشويد حتي اگر يك مسافت كوتاه باشد .
هرگز كسي را سوار نكنيد چون ممكن است قرباني همان شخص بشويد .
بعنوان يك راننده زن بهتر است دربها را ببنديد .
وسيله نقليه خودتان را در جاي كاملا\" روشن بگذاريد ، در پاركينگ ماشين در نزديكي خروجي بگذاريد .
درهنگام سوار و پيدا شدن به اطراف با دقت نگا ه بكنيد .
چنا نچه احساس تهديد كرديد به دنبا ل جاي ديگري باشيد .
در منزل
هرگز نگذاريد كسي شما را بعنوان زن تنها شناسايي كند بر روي درب منز ل نوشتن فاميلي كفايت مي كند .
درب را براي اشخاص غريبه باز نكنيد . درب خانه و آپارتمان را درطي روز ببنديد .
به كساني در( ساختمان – آپارتمان – و وسيله عمومي ) زياد آشنا نيستيد اعتماد نكنيد .
با صحبت تلفني اطلاعا ت از خودتان ندهيد . اگر مزاحم بو قطع كنيد و چنانچه بطور مكرر تماس گرفت به پليس اطلاع بدهيد .
با غريبه ها بطور سوءضن داشتن برخورد كنيد و از اطلاعات دادن راجع شرايط شخصي خودتان خودداري كنيد .


كسي كه در كودكي مورد سوء استفاده جنسي قرار مي گيرد در سن بزرگسال ي جزء مجرمان زن و يا مرد مي شود.
زناني كه با زني مورد سوء استفاده جنسي قرار مي گيرد همجس باز ومرد با مرد هم همجنس باز ميشود و با زنان دشمن مي شود

بایدها و نباید ها در روابط دختران و پسران

 

گل

با بررسی روابط موجود بین دو جنس مذكر و مؤنث در جامعه ما ، می توان دسته های مختلفی از رفتار را مشاهده كرد  كه هریك از این نوع برخوردها ارتباط مستقیمی با عوامل تعیین كننده رفتار ، از جمله سطح تحول شخصیت، سطح تحول هوش،و تراز فرهنگی انسان دارد . دسته های مهم در برخوردهای بین دودختر و پسرعبارتند از:

1-  برخورد مبتنی برشناخت و احترام متقابل :

 این نوع برخورد بر اساس دركی كه انسان از شأن انسانی خود و نیز جایگاه و رفعت انسانی دیگران دارد ، صورت می گیرد . انسانی كه برای انسانیت و شأن خود ارزش والایی قائل است ، روابطش را با دیگران به گونه ای تنظیم می كند كه در آن احترام متقابل و ارزش گذاری متعالی و متعامل رعایت شده باشد . چنین برخوردی زمانی ایجاد می شود كه انسان به نیازهای روانی خود در كنار نیازهای زیستی خویش توجه داشته باشد و نوع برخورد او با دیگران،بیشتر از سطوح بالاتر نیازها نشأت گرفته باشد . این نوع برخوردِ احترام آمیز ، به دور از پرخاشگری ، به دور از نیات سود جویانه و اندیشه های مبتنی بر سوء استفاده انجام می گیرد . حال برای این كه جایگاه این نوع برخورد را بهتر نشان دهیم ، ضروری است به بررسی انواع دیگر برخوردها نیز بپردازیم .

2-  برخورد مبتنی بر شرم افراطی :

بهتر است پیش از توضیح این بند به تفاوت دو اصطلاح" شرم" و" حیا" بپردازیم . شرم كه بیشتر مترادف با خجالت كشیدن و یا كناره گیری كردن است ، اصطلاحی است ناظر بر ناتوانی انسان در یك برخورد اجتماعی . فردی كه دچار شرم است ، در یك موقعیت اجتماعی خاص نمی تواندرفتارمناسب و مطلوبازخود نشان دهد . اصطلاح دیگر حیاست . حیا یك صفت پسندیده اخلاقی است و آن عبارت است از خویشتنداری ارادی فرد در انجام اعمالی كه خلاف قاعده و شأن شرعی و عرفی باشد . حیا در حقیقت نوعی توانایی است ، در حالی كه شرم یا خجالت،نوعی ناتوانی به شمار می آید . انسان وقتی می باید سخنی را در مقابل جمعی بگوید ، ولی خود را ناتوان از بیان آن می یابد ، دچار شرم است؛ در حالی كه وقتی انسان تمایل دارد مثلاً نسبت به بزرگتر خویش از جمله پدر ، مادر ، معلم و یا مربی خود رفتاری مبتنی بر بی حرمتی نشان دهد و از عهده انجام چنین كاری نیز برمی آید ، ولی به دلیل داشتن صفت حیا خویشتن داری كرده ، آن را انجام نمی دهد ، نوعی توانایی و قدرت را از خود به نمایش گذاشته است . با این توصیف می باید برخورد مبتنی بر شرم و برخورد مبتنی برحیابا جنس مخالف را از یكدیگر تفكیك كنیم . برخورد مبتنی بر شرم برخوردی از روی ناتوانی است ، در حالی كه برخورد مبتنی برحیا ،برخوردی خویشتندارانه و ارادی است .

گل

كسانیهستندكه در مقابل جنس مخالف دچار خجالت زدگی شده ، از خود شرم افراطی نشان می دهند؛ دسته ای دیگرانواع برخوردهای اجتماعی بین دو جنس را می سازند . پسری كه به هنگام مواجهه با جنس مخالف دست و پای خود را گم می كند و نمی تواند بر اعصاب خود مسلط شود و یا دختری كه در مواجهه با جنس مخالف توانایی برخورد صحیح كلامی را از دست می دهد و نمی تواند مطالب را به درستی و مبتنی بر تفكر بیان نماید ، مصداق چنین برخوردی هستند . چنین فرد یا افرادی از این ناتوانی به نوعی دچار آسیب خواهند شد .

3-  برخورد اضطراب آلود و هیجان زده:

در ادامهیبرخورد مبتنی بر شرم افراطی ، برخورد هیجان زدهیافراد در مقابل جنس مخالف را می توان یافت . این نوع برخورد به صور مختلف مانند عصبانیت ، سرخ شدن و بالارفتن ضربان قلب ، عجولانه رفتار كردن و رفتار مبتنی بر ترس و یا خوشحالی افراطی دیده می شود . هیجان كه یك حالت برانگیختگی روانی است شامل تمامی مواردی كه نام بردیم اعم از ترس ، خوشحالی ، عصبانیت ، عجله و امثال این هاست . هر چند كه هیجانات اجزای لاینفك رفتارانسانی هستند و لی می باید برای اتخاذ تصمیم صحیح و نشان دادن رفتارمناسب تحت كنترل در آیند .برخورد با جنس مخالف به شكل هیجان زده،می تواند تصمیم گیری و نیز انجام اعمال صحیح ما را تحت الشعاع خود قرار دهد . به طور كلی ، توصیه روان شناسان به انسان ، كنترل هیجان ها و حفظ خونسردی در تمامی موقعیت های زندگی است.این توصیه،از رفتار اجتماعی ما با جنس مخالف نیز جدا نیست .

4-  برخورد خشك و محدود :

دستهیدیگری از انواع رفتارهای متقابل بین دو جنس در جامعه ما رفتار خشك و محدود است . در این نوع رفتار، زن و یا مرد به گونه ای با جنس مخالف مواجه می شود كه گویی از وی متنفر است و یا این كه بهشدت او را طرد می كند . هر چند كه حفظ حدود شرعی از جمله نحوه نگاه كردن به نامحرم می باید جزو صفات متعالی یك انسان به شمار آید .

5 - برخورد مبتنی بر پرخاشگری :

در توضیح این مطلب بهتر است به تفاوت موجود بین عصبانیت یا خشم ( كه نوعی هیجان است )و پرخاشگری(كه یك نوع رفتار و تمایل است ) ، اشاره ای داشته باشیم . پرخاشگری در اصل تمایل و یا عمل فرد است در جهت آسیب زدن به یك شیء و یا شخص دیگر . در حالی كه عصبانیت یك حالت برانگیختگی هیجانی است كه در آن تغییرات بدنی آشكاری دیده می شود . در حالت عصبانیت،فرد كنترل خود را بر اعمالش تا حدودی از دست می دهد . پرخاشگری ممكن است با عصبانیت همراه باشد و گاه بدون آن بروز كند . فردی كه با خونسردی تمام در گوشه ای نشسته ، چیزی را عمداً تخریب می كند و یا حتی در پرخاشگری های افراطی با خونسردی تمام جان فردی را می گیرد ، پرخاشگری را بدون عصبانیت از خود نشان می دهد . ولی فردی كه با عصبانیت دست به شكستن چیزی و یا ضرب و جرح دیگری می زند ، پرخاشگری را با عصبانیت تواماً دارد . برخی از برخوردهای بین دو جنس در جامعهیما از نوع برخوردهای پرخاشگرانه است . اما این نوع از برخوردها را به نحو آشكار از برخوردهای هیجان زده منفك و مجزا می كنیم . پسری كه برای نشان دادن توجه خود به یك دختر،با موتور و یا ماشین از كنار او بهسرعت  می گذرد و او را دچار ترس می كند و رفتارهایی از این قبیل ، نشانگر رفتارهای پرخاشگرانه است . پرخاشگری نسبت به جنس مخالف می تواند مشكلاتی را در زندگی آتی انسان ایجاد كند . پرخاشگری كه سرچشمهیآن یك تمایل درونی برای آسیب زدن می باشد،ممكن است به صورت اعمالی كه به نحوی فرد مقابل را ناراحت می كند و یا می رنجاند و نیز گفتن كلماتی كه به نوعی آزار دهنده است ، تجلی داشته باشد .

گل

6- روابط پنهانی :

برقراری روابط پنهانی با جنس مخالف پیش از ازدواج ، یكی دیگر از انواع رفتارهای بین دو جنس را در جامعه ما نشان می دهد . برقراری روابط پنهانی و مخفیانه در طبیعتِارتباط بین دو جنس نهفته است ، ولی  باید بین ارتباطِ پنهانی قبل و بعد از ازدواج،تفاوتی آشكار و اساسی قایل بود . ازدواج نقطه ای است كه درآن می تواند عمیق ترین روابط فردی و پنهانی بین دو جنس شكل گرفته ،  و به شكلی مطلوب استمرار پیدا كند . در حالی كه پیش از ازدواج ، این نوع روابط بهخصوص از جانب افرادی كه نمی توانند بر رفتار خود تسلط كافی داشته باشند ، می تواند مشكل ساز باشد . دختران و پسرانی كه بدون تسلط كافی بر اعمال و رفتار خود،اقدام به برقراری روابط پنهانی با یكدیگر می كنند ، معمولاً در این زمینه دچار نوعی آسیب و یا شكست می شوند .

7- برخوردهای غیر عادی و ناپخته :

این نوع برخوردها بیشتر توسط كسانی صورت می گیرد كه به لحاظ فرهنگی ، تحول هوشی و تحول شخصیتی،در سطحی بسیار پایین و مبتذل قرار گرفته اند . متلك گویی ، ایجاد مزاحمت های خیابانی و یا مزاحمت های تلفنی از جمله این نوع رفتارهای ناپخته است .

8- افراط در معاشرت :

این نوع رفتار كه معمولاً متأثر از فرهنگ غربی در زمینه ارتباط بین دو جنس است،بیشتر در میان خانواده هایی دیده می شود كه دارای یك فرهنگ منسجم و اصیل شرقی و اسلامی نیستند. اختلاط بیش از حد بین دختر و پسر،پیش از ازدواج با توجیهاتی مانند زمینه سازی برای شناخت بهتر دو جنس از یكدیگر و یا زمینه سازی برای كسب تجربیات عملی برای انجام یك ازدواج موفق صورت می گیرد . میهمانی ها ، جشن تولدها ، مراسم مختلف ورزشی و مسافرت های دسته جمعیكهمعمولاً بستر و محمل چنین روابطی است ، در میان این دسته از افراد به وفور دیده می شود . چنین اعمالی بدون توسل به عناصری از فرهنگ غرب اساساً امكان پذیر نیست و این نكته معمولاً مردم ما را دچار تعارض و آشفتگی می كند ، زیرا یك فرهنگ در درون خود دارای انسجام است وما نمی توانیم فرهنگ را به شكل مخلوط و بدون انسجام  وبرگرفته از جوامع مختلف به كار گیریم . شاید گرفتاری بزرگ بشر در عصر حاضر دور افتادن از یك فرهنگ منسجم و سازمان یافته باشد.به این ترتیب ملاحظه می شود كه افراط در معاشرت ، یك پدیده غربی در جامعه ماست . ما برای برخوردهای مناسب بین دو جنس برنامه ،نظام و حدود معینی را به شكل مشخص در اختیار داریم.به منظور بررسی این مطلب به بحثی دیگر می پردازیم .

ب ـ وضع مطلوب در روابط دختر و پسر :

پس از بحث در مورد وضع موجود در روابط دختر و پسر می توانیم حدود ارتباط مناسب بین دو جنس را مورد بحث و بررسی قرار دهیم . برای نشان دادن وضع مطلوب در روابط بین دو جنس می توان به ویژگی ها و خصوصیات زیر اشاره كرد .1- شناخت واقعیت های جنس مخالف :در این زمینه بهتر است به گونه ای عمل كنیم كه واقعیت جنس مخالف را تا حد ممكن بشناسیم و بر اساس این شناخت ، اعمالمان را تنظیم كنیم . به نظر من بهترین راه شناخت جنس مخالف،در نظر گرفتن و شناخت دقیق تر واقعیت وجودی افرادی از جنس مخالف است كه با ما سالها زندگی كرده و ما آنها را در نشیب و فرازهای گوناگون زندگی از نزدیك آزموده ایم. برای جنس مؤنث شناخت پدر ، برادر ، عمو ، دایی و امثال این افراد می تواند تا حد زیادی واقعیت جنس مخالف را نشان دهد . برای جنس مذكر نیز واقعیات مشاهده شده از مادر ، خواهر ، خاله ، عمه و امثال این ها می تواند نشانگر واقعیات وجودی جنس مخالف باشد . در صورتی كه بدانیم و یقین داشته باشیم كه افراد جنس مخالف تا حد بسیار زیادی-بخصوص از آن جهت كه در زندگی ما عملاً مؤثر است-با یكدیگر مشابهت دارند ، دیگر دچار خیالپردازی و تصور رویایی در مورد جنس مخالف نخواهیم شد.

2- اجتناب از خیالپردازی و تصور رویایی در مورد جنس مخالف :

یكی از مشكلات موجود در روابط بین دو جنس،داشتن تصورات خیالی از یكدیگر است . گاه دختر و پسر از یك فرد بخصوص،تصویری خیالی و كاملاً غیر واقعی می سازند و با آن تصویر زندگی می كنند . برای دختر گاه یك پسر با تمام ضعف ها و محدودیت ها و همچنین ناپختگی ها و رشدنایافتگی ها به شكل شاهزاده ای كه سوار بر اسب سپیدی از راه رسیده و او را به سرزمین رؤیاها می برد ، تجلی پیدا می كند . و یا برای پسری سرخورده و ناتوان از هدایت و سامان دادن به عواطف ، افكار و احساسات دختری چنان تجلی پیدا می كند كه گویی فرشته ای مهربان از آسمان ها برای نجات او و برای ایجاد پناهگاه برای او به زمین آمده است . این تصورات رؤیایی بسیار زود از بین خواهند رفت و واقعاً مانند یك رؤیا در زندگی زایل خواهند شد . بنابراین در یك ارتباط مطلوب بهتر است از رؤیا پردازی در مورد جنس مخالف بهشدت اجتناب كنیم . این مطلب با عشق و دوست داشتن مغایرتی ندارد . انسان می تواند فردی را بسیار عمیق دوست بدارد و لكن این دوست داشتن نباید موجب كوری و كری انسان شود .

3- ا ز بین بردن ترس ها ، دلهره ها ، هیجان ها ، احساس خصومت و خشونت نسبت به جنس مخالف :

سومین ویژگی در یك برخورد مطلوب ، خالی كردن ذهن از عواطف منفی است . هرگونه احساسی كه می تواند جنس مخالف را در ذهن ما به شكل منفی جلوه دهد و یا موجب رفتار مخرب ما نسبت به او باشد ، می باید از ذهن حذف شده یا اصلاح گردد .

4- حفظ خونسردی و صلابت شخصیت ، به هنگام برخورد با جنس مخالف :

ما باید به هنگام برخورد با جنس مخالف ، خونسردی خود را حفظ كرده ، وهیجانات مختلف را از خود دور كنیم و چنین امری حداقل از دو طریق امكان پذیر است: اول اینكه تلاش كنیم جنبه های ارادی اعمالمان را افزایش دهیم و به عبارت دیگر با داشتن برنامه هایی در جهت تقویت اراده خویش گام برداریم . انسان هایی كه خود را به دست امیال و راحتی ها می سپارند معمولاً تسلط خوب و كافی بر اعمال خویش ندارند . دوم این كه از طریق تمرین و حفظ خونسردی به هنگام مواجه شدن با جنس مخالف ، تلاش كنیم به سطحی از كنترل رفتار دست بیابیم كه در آن خونسردی و صلابت كافی در برخورد با جنس مخالف را داشته باشیم .

5- برخورد مبتنی بر احترام با مراعات حدود شرعی در مورد محرم ، نامحرم ، حلال و حرام :

در فرهنگ ما برخورد مناسب بین دو جنس به شكل دقیق در چگونگی ارتباط بر اساس ملاك های چهارگانه محرم و نامحرم و حلال و حرام مشخص شده است . رعایت این حدود،نشانگر آشنایی ما با فرهنگ منسجم اسلامی است .برای شناخت این حدود لازم است به كُتب فقهی مناسب مراجعه گردد.

6- فقدان روابط پنهانی با جنس مخالف و مشورت با والدین در این گونه موارد :

برقراری روابط پنهانی پیش از ازدواج ممكن است تا بدان جا پیش رود كه به نوعی به هر یك از طرفین آسیب رسانده و آنها را در مقابل عمل انجام شده قرار دهد . بهتر است دختران و پسرانی كه تجربه و شناخت كافی از جنس مخالف ندارند و نیز تسلط كافی بر اعمال و افعال خویش نیافته اند ، از طریق مشورت كردن با والدین و احتمالاً در میان گذاشتن تمایل خود نسبت به كسی ، از آنان راهنمایی بخواهند و از این راه احتمال آسیب دیدگی روانی و تربیتی خویش را كاهش دهند .

7 – اجتناب از برقراری روابط صمیمانه با جنس مخالف قبل از عقد شرعی :

با این حال كه روابط ما با جنس مخالف می باید خالی از پرخاشگری و ناپختگی و به دور از بی احترامی باشد ، لكن نباید ارتباط صمیمانه ای بین ما برقرار شود و این مطلب را حتی به رغم وجود علاقه بین دو جنس نیز می باید رعایت كرد . 8ـ نداشتن رفتارسَبُك ، خود نمایی و جلب توجه جنس مخالف در مجامع مختلف : توصیه می شود كه دختران و پسران از داشتن رفتار سـَبـُك مبتنی بر جلب توجه جنس مخالف دوری گزینند . این مطلب به رغم این كه به صورت یك راهنمایی برای دختران و پسران ارائه می شود ، ولی گاهی اوقات از طرف برخی از دوستان نوجوان و جوان مورد اعتراض قرار می گیرد . بعضی از دختران در مقایسه خود با دیگران به این نكته اشاره می كنند كه آنهایی كه رفتار آنچنانی در پیش می گیرند و خود را به اشكال مختلف به جنس مخالف عرضه می كنند در زندگی موفق ترند ، بسیار زودتر ازدواج می كنند و تشكیل زندگی می دهند . در حالی كه ما به دلیل داشتن رفتار سنگین ، پیوسته دچار تنهایی و دورافتادن از ازدواج می شویم . چنین عباراتی به نوعی برای این دختران راهنمای عمل قرارمی گیرد و آنها را دچار تعارض بین حفظ حرمت ، عفت و رفتار موقر از یك سو،و داشتن یك رفتار خودنمایانه مبتنی بر جلب مشتری از سوی دیگر می سازد .

انسانی كه دارای اهداف و آرمان های شناخته شده و منسجم در جهت حفظ كرامت انسانی خویش است هرگز از این وضع دچار تعارض نمی شود . او به دنبال یافتن همسری پاك و عفیف است ، ولی كسی كه از طریق نمایش دادن اندام ها و ظاهر خود ، پسری را به سوی خویش جلب می كند ، قطعاً باید بداند كسی را شكار كرده است كه چیزی جز امیال حیوانی انسان نمی شناسد .در قرآن كریم آمده است:" زنان ناپاك ،از آن مردان ناپاكند و مردان ناپاك از آن زنان ناپاك،و زنان پاك از آن مردان پاك و مردان پاك از آن زنان پاك اند."اگر ارزش های عالی انسانی مانند عفت، ایمان ، پاكدامنی ، خوش قلبی و سلامت نفس برای كسی معنا پیدا نكرده باشد ، او می تواند زندگی خود را از طریق تمایلات سطح پایین تر مانند تمایلات جنسی ، سامان دهد . ولی كسی كه به سطوح بالاتر دسترسی پیدا كرده است هر چند كه مدتی ارضای تمایلات و نیازهای جسمانی او به تأخیر بیفتد ، حفظ ارزش های عالی انسانی او را كفایت می نماید .

بایدها و نباید ها در روابط دختران و پسران

ج ـ عشق و نقش آن در ازدواج :

یكی از مسائلی كه می باید در زمینه ازدواج مورد بحث و بررسی قرار گیرد ، جایگاه عشق در ازدواج است . بهراستی به سؤالاتی كه درباره عشق و نقش آن در زندگی وجود دارد چگونه باید پاسخ گفت ؟ سؤالاتی از قبیل:عشق چیست ؟ آیا عشق گناه است ؟ آیا ازدواج بدون عشق معنایی می تواند داشته باشد ؟ عشق باید قبل از ازدواج  به وجود آید و یا بعد از آن ؟ آیا هر عشقی ضرورتاً باید منجر به ازدواج شود ؟ آیا عشق لزوماً باید انسان را به طرف انسانی دیگر سوق دهد ؟ عشق به چه عواملی بستگی دارد ؟ چگونه استمرار می یابد ؟ چگونه خاتمه می یابد ؟ و یا چگونه رشد پیدا كرده و به تعالی می رسد ؟

در ادامه ، به این گونه سئوالات پاسخ خواهیم داد، هر چند كه اذعان داریم این مطالب تمامی آنچه را كه در این زمینه می توان بیان داشت ، شامل نمی شود .

1ـ عشق عالیترین تجلی روح الهی انسان

بهراستی عشق چیست ؟ عشق را می توان جاذبه و كشش قلبی انسان به سوی كمال و جمال دانست . زیبایی یكی از كمالات است و زیبایی مطلق،خداست . عشق را جز با عشق نمی توان شناخت . عشق را جز عاشق نمی تواند درك كند .اما برای نزدیك شدن موضوع به ذهن،می توانیم از مثال های موجود در مراتب پایین تر موجودات زنده استفاده نماییم. شعرا و عرفا از جذب0 پروانه به سوی شمع بسیار استفاده كرده اند . هنگامی كه شاعر می گوید :

بلبل به چمن ز آن رخسار نشان دید        پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید

اشاره به جذبه عاشق به سوی معشوق دارد . از این نوع رفتارها كه تنها می تواند نوعی تقریب به ذهن را در برداشته باشد ، می توان به كشش شاخ و برگ درختان به سوی نور اشاره كرد . انسان وقتی در تاریكی قرار میگیرد ، هر نقطه نورانی او را به سمت خود می كشد و این یك كشش به سوی نور است . حیواناتی از قبیل"سوسك"به طرف تاریكی كشش دارند و وقتی جایی روشن است،به تاریكی ها پناه می برند و در نقاط و زوایای تاریك پنهان می شوند . حیواناتی وجود دارند كه به طرف جریان ها و میدان های مغناطیسی كشش پیدا می كنند ، مانند ماهی هایی كه به كمك ایجاد حوزه های مغناطیسی در دریا به دام صیادان می افتند . در مورد كوچ پرندگان شواهدی وجود دارد كه نشان می دهدآنها به سمت و سوی خاصی كشش پیدا می كنند . كششی كه شناخت و ادراك ذهن در آن نقشی ندارد . به عبارت دیگر یك كشش ،بدون آن كه موجود زنده بداند به كجا می رود . این ها مثال هایی است كه تا حدودی معنای كشش به سمت یك هدف و تجهیز یك موجود زنده برای سوق یافتن به سوی آن را نشان می دهد .

عشق در مرتبه ای بسیار عالی تر و به عنوان عالی ترین تجلی عالم هستی ، قلب انسان را به سوی كمال و زیبایی مطلق سوق می دهد . خدا انسان را به گونه ای آفریده است كه وقتی به سوی نورووجود مطلق متمایل می شود با تمام وجود به سمت آن كشیده می شود . به این ترتیب عشق،كشش قلب انسان است به سوی خداوند . این تعبیر در قرآن كریم و در متون اسلامی باعباراتی مانند" حُب" نشان داده شده است .درقرآن كریمآمده است : اگر خدا را دوست دارید ، تبعیت من(پیامبر) را بنمایید كه در نتیجه خدا نیز شما را دوست خواهد داشت و یا زبانم را به یاد خودت گویا كن و قلبم را به عشق خودت شیفته ساز . حب یا عشق ماهیتی انسانی دارد و هدف اصلی آن نیز خداست . ولی "چرا عشقكهاصالتاً‌ می باید متوجه خدا باشد ، به انسان ها تعلق پیدا می كند ؟"سئوالی است كه می توان به این طریق به آن پاسخ داد كه عشق در مراتب پایین تر انسانی،بهسمت نشانه هایی از جمال و كمال الهی كه در انسان ها بهعنوان خلیفه او به ودیعت گذاشته شده است متوجه می شود . انسانی كه هنوز نمی تواند دركی از جمال و كمال مطلق داشته باشد لاجرم به سوی جمال های عینی و قابل رؤیت كشیده می شود و به سوی كمالات و عواطف انسانی كه نشانه هایی از رأفت الهی در وجود انسان هستند ، سوق پیدا می كند . به عبارت دیگر عشق یك انسان به انسان دیگر، اگر خالی از هواها و امیال باشد نشانه ای از عشق به كمال مطلق است . با این دیدگاه است كه عشق،یك كمال برای انسان محسوب می شود . قلب عاشق،اشرف بر قلب غیر عاشق است . انسان عاشق،افضل بر انسان غیر عاشق است .

برای این كه بتوانیم این نكات را بیشتر و دقیق تر توضیح دهیم می باید محورهای دیگری نیز مورد بحث قراردهیم .

تفاوت عشق با هوای نفس :

عشق را  باید عامل تكامل بخش انسان بدانیم . بنابراین باید آن را از ارضای نیازهای معمولی و مشترك حیوانی متمایز نماییم . اگر ما برای رفع نیازهای خود به چیزی یا به انسانی نیازمند باشیم ، این نیاز میان ما و آن شیء یا انسان ، نوعی وابستگی ایجاد می كند ، ولی این وابستگی را نباید با كشش عاشقانه یكی بدانیم . این را باید از نوع هوای نفس بدانیم ، حال آنكه عشق از جمله صفات برتر و متعالی انسانی است . هدف هوای نفس،ارضای خویشتن است ،  ‌ولی هدف عشق،بقا و حضور معشوق است ، حتی اگر به فنای عاشق بینجامد . بنابراین ملاك مشخص برای تمیز بین عشق و كشش امیال،در همین است كه عاشق درصدد رضایت معشوق است ، نه رضایت خویش . عاشق وقتی با معشوق كامل مواجه می شود ، می خواهد همه چیزش را ، حتی خود را از دست بدهد و عبارت معروف حافظ كه می گوید :

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست    تو خود حجاب خودی ، حافظ از میان برخیز

اشاره به این دارد كه می باید فردیت فرد و خود بودن او نیز زایل شود تا معشوق نزد وی تجلی كامل بیابد . با این توصیف باید عشق یك انسان به انسان دیگر را از تمایل و كشش مبتنی بر نیازهای وی منفك و مجزا كرد . به این ترتیب است كه اگر فردی نشانه ای از عشق را در دل خویش نسبت به فردی دیگر دارد ، می باید در درجه اول به معشوق خود بیندیشد نه به خویشتن خویش . اگر برای ارضای تمایل خود ، معشوق را بهطـُرق مختلف قربانی می كند و از آن جمله دست به عملی می زند كه آبروی وی را خدشه دار سازد ، باید مطمئن باشد كه این عشق نیست ، بلكه یك كشش از نوع حیوانی است .

3ـ عشق موجب تعالی و عفت است :

بایداین نكته رابدانیم كه عشق ، انسان را رو به رشد می برد و موجب كمال اخلاقی و عرفانی انسان می شود و از آن جمله عفت و پاكدامنی را در او افزایش می دهد . انسان عاشق می خواهد پاك زندگی كند ، به پاكی ها برسد و به سوی روشنایی ها سوق پیدا كند و شاید با همین تبیین از عشق است كه كلامی معروف از پیامبر گرامی اسلام نقل می شود كه فرمود : آن كه عاشق شود و عفت بورزد و از این عشق بمیرد ، او شهید مرده است .

4ـ عشق مكمل ازدواج است نه عامل آن :

با این بحث ، به موضوع جایگاه عشق در ازدواج وارد می شویم . سئوال این است كه اگر كسی فردی از جنس مخالف را دوست بدارد و بهراستی عاشق او باشد ، آیا این امر می تواند تنها عامل تعیین كننده ازدواج آن دو به شمار آید ؟ باید در پاسخ بگوییم : نه . زیرا ازدواج در حقیقت نوعی مشاركت اجتماعی است كه در آن دوانسان باید از جهات گوناگون با یكدیگر تناسب عملی داشته باشند ، از آن جمله تناسب اعتقادی ، تناسب اجتماعی ، تناسب عقلانی و تحصیلی و امثال این موارد . انسان در ازدواج تمامی نیازهای سطوح مختلف خود را از ابتدایی ترین نیازهای حیوانی تا عالی ترین نیازهای انسانی به مشاركت می گذارد. برای تشكیل یك خانواده می باید تناسب بین دو انسان برای برآوردن تمامی نیازها در حد بالایی وجود داشته باشد . بنابراین برای ازدواج ما باید به انسانی بیندیشیم كه بتواند قسمت اعظم نیازهای مختلف ما را مرتفع كند .

به این ترتیب عشق می تواند مكمل چنین ازدواجی باشد، نهفقط عامل تعیین كنندهآن . باید اذعان كنیم كه به رغم اهمیت و تعالی عشق در زندگی ، نیازهای واقعی انسان نیز حقیقتی انكارناپذیرند . انسان عاشق نمی تواند به عشق اكتفا كند و از نیازهای خود از این طریق چشم بپوشد . از این رو بهتر است كه برای ازدواج انسانی را انتخاب كنیم كه در برآوردن نیازهای مختلف ، ما را یار ، همراه و همسر باشد ، نه اینكه تنها به دلیل عشق ، انسانی را برگزینیم كه از جهات عدیده با ما تباین ( اختلاف ) داشته باشد. ازدواجی كه بدون توجه به نیازهای گوناگون انسان ، حتی نیازهای مربوط به خورد و خواب و... صورت پذیرد و تنها بخواهد عشق را تأمین نماید ،در واقعیتبسیار زود شكست خواهد خورد .

5ـ عشق در قلب سالم جوانه می زند و در آن رشد می كند :

با این عبارت وارد این موضوع می شویم كه عشق قبل از ازدواج اساسی تر و با دوام تر است یا عشق بعد از ازدواج ؟ باید به این نكته توجه كنیم كه عشق در بستر قلب سالم ، حقیقت جو و به دور از تعصبات و هواهای نفسانی جوانه می زند و رشد پیدا می كند . در صورتی كه ما انسان ها در تلطیف و تطهیر روح خود بكوشیم ، هر روز خویش را برتر و والاتر از روز قبل قرار دهیم  و غل و غش را از درون خود برانیم، قلب را بستر جوانه زدن عشق و رشد روزافزون آن ساخته ایم . بدین ترتیب پس از آن كه انسان مناسبی را برای ازدواج برگزیدیم و با او در یك مشاركت انسانی وارد شدیم ، باید منتظر آن باشیم كه عشقی پاك میان ما زاده شود و به كمال برسد و در سایه لطف و مرحمت الهی به معشوق حقیقی متصل گردد . چنین عشقی در زندگی،روشنایی می آفریند و هر قدر زن و شوهر به پختگی و كمال نزدیكتر می شوند پاكی و خلوص این علاقه مندی را بیش از پیش در قلب خود احساس می كنند .

بنابراین بیاییم برای این كه عشق را زنده نگه داریم ، پاسدار حریم آن باشیم و آن را به عنوان گل سرسبد نعمت های الهی به انسان ها هدیه دهیم ، در كمال و صلاح درونی خویش بكوشیم و از این طریق دنیا را تبدیل به گلستان عشق كنیم

چگونه در مقابل پیشنهاد روابط جنسی نه بگوئید ( مخصوص خانوم ها)

دختر خانم  كه در فرهنگی مشترك با ما در كشورهای فارسی زبان زندگی می كنی . مهم نیست كه پایبند كدام آیین و دین هستی ، ما مطمئن می باشیم كه شما دختران فارسی زبان می دانید كه در فرهنگ و سنت سرزمین شما باكره بودن یك اصل بزرگ برای دختران  بشمار می رود . ما به شما اطمینان می دهیم حتی پسرانی كه در دوره تجرد با دختران زیادی رابطه جنسی دارند ، در هنگام ازدواج به دنبال دختران باكره می گردند و باكره بودن دختر را یكی از شروط همسر خود اعلام می كنند . این را مشاوره های صورت گرفته با این سایت تایید می كند . ما مطمئن هستیم شما یك رابطه عاشقانه را به بی بندوباری جنسی ترجیح می دهید .اما برای كمك به شما در گفتن “ نه”  تلاش خواهیم كرد.

مهارت نه گفتن مهارتی است که با تمرین و ممارست فراگرفته میشود ولی در اینجا برخی از عبارتهایی که معمولا” توسط فرد مقابل بکار برده میشود تا شما را متقاعد کند که با او رابطه جنسی داشته باشید را آورده ایم . در مقابل عباراتی را که شما می توانید در پاسخ به او بکار ببرید تا او را منصرف نمائید پیشنهاد کرده ایم.

عبارت های بکار رفته توسط فردی که تلاش میکند شما را متقاعد کند که با او تماس جنسی داشته باشید.

پاسخ های احتمالی و پیشنهادی توسط شما برای نه گفتن مؤثر .

این روزه ها همه دختر ها و پسر ها  تماس جنسی دارند

پس حالا تو می تونی کس دیگری رو پیدا کنی؛ من هر کسی نیستم؛ من برای خودم فردی مجزا و خاص هستم

تو هنوز یک دختر باکره هستی (تمسخر)

من افتخار میکنم که هنوز باکره هستم. من می تونم در ظرف چند ثانیه شبیه تو بشم اما هرگز  تو نمی تونی مثل من بشی

به من نشون بده که چقدر منو دوست داری  

تو هم  با انتظار کشیدن تا زمان ازدواج  به من نشون بده که  چقدر منو دوست داری

چطور من بفهمم که تو می تونی بچه دار بشی؟

آیا تو فقط زمانی می تونی منو دوست داشته باشی که من از تو بچه داشته باشم؟

تو با اولین تماس جنسی باردارنمی شوی

من به بلوغ رسیده ام البته من می تونم باردار بشم

هیچکس نخواهد فهمید

خدا می بیند؛ من خواهم دانست، و تو هم خواهی دانست

تو فکر میکنی ممکنه من ایدز داشته باشم  

آیا من مثل یه احمق هستم ، هر کسی میدونه که تو می تونی سالها عفونت ایدز را در خود داشته باشی قبل از اینکه به ایدز تبدیل شود

نگران نباش من کاندوم استفاده میکنم  

اگر نه تماس جنسی داشته باشم و نه کاندوم مصرف کنم من هرگز نگران نخواهم شد

ما به هر حال  با هم ازدواج میکنیم

پس ما می تونیم صبر کنیم و شب ازدواجمان را یک شب بیاد ماندنی بکنیم

تماس جنسی چیز نرمال و طبیعی است  

مثل مرگ ، من فکر میکنم من صبر خواهم کرد تا زمان مقرر شده توسط خدا برای هر دومون برسه

من بدنبال کسی دیگر خواهم رفت اگر تو نمی خواهی تماس داشته باشی  

پس برو پیدا کن

من به تو روشهای عالی رو نشون میدهم  

خدا رو شکر! برای انتظار تماس جنسی با همسرم عالی خواهد بود 

ما می تونیم با همین یک بار خلاص بشیم

من ممکنه از نظر جسمی از شر اون خلاص بشم اما نمی تونم از احساسات یا وجدان خودم خلاص بشم