![]() |
![]() |
|
|
به سوالات زیر با صداقت و دقت تمام پاسخ دهید و شماره های پاسخ هایتان را یادداشت نمایید .
(۱) اینکه خواسته ها و سلایقتان در زندگی عینا مثل هم هستند . (۲) اینکه شما در این ارتباط ، همیشه شاد و راضی هستید و هیچ اختلاف نظر و مشکلی بین تان وجود ندارد . (۳) اینکه به اتفاق هم با مشکلات مواجه می شوید و مبارزه می کنید و روز به روز بیشتر به یکدیگر نزدیک می گردید . (۴) اینکه والدین و خانواده تان او را تایید می کنند . (1) اینکه ابتدا مشخص کنند که چه کسی در اشتباه است و حق با کدام یک است ؟ (2) حتی در صورت ناراحتی و نارضایتی شدید ، بایستی مدام و همواره در مورد آن ها با یکدیگر صحبت و تبادل نظر کنند . (3) آن ها را به حال خود رها کنند و منتظر بمانند تا اوضاع خود به خود بهبود یابد . (4) تمام حواس و توجه خود را روی آن ها متمرکز نمایند و گوش دل و جان به حرف ها و پیشنهادهای یکدیگر بدهند . (1) باعث می شود اطمینان پیدا کنیم که همسرمان کاملا برازنده و مناسب حال ماست . (2) فرصتی در اختیارمان قرار می دهد تا دریابیم که آینده ی زندگی مشترکمان به چه شکلی پیش خواهد رفت . (3) تا حدی مسخره و بچه گانه است و نمی توانیم طی آن ، دوره ی زندگی طبیعی خودمان را ادامه دهیم. (4) اگر واقعا همسرمان نیمه ی گمشده و برازنده ی ما باشد ، این دوره می تواند تا ابد به همان شکل ادامه داشته باشد . (1) نمایانگر و علامتی دال بر این حقیقت هستند که لازم است تغییر و تحولاتی در همسرتان به وجود آورید . (2) دلایل و عللی هستند که باعث می شوند گذشت و سازش خود را به یکدیگر نشان دهید و در جهت بهبود ارتباطتان بیشتر بکوشید . (3) به منزله ی علایم هشداردهنده ای هستند که ثابت می کنند همسرتان مناسب حال و برازنده ی شما نیست و به دردتان نمی خورد . (4) به منزله ی علایم و نشانه هایی هستند که به ما می گویند زمان آن فرا رسیده که چیزهای جدیدی یاد بگیریم و به مرحله ی رشد و شکوفایی دست پیدا کنیم .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 11:15 توسط خانم طلا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام
به وبلاگ من خوش آمدید اگه نظرتو بدونم خوشحال می شم اگه خواستید لینک کنید بگید که منم لینک کنم زندگی همچون بادکنکی در دستان کودکی است، که هميشه ترس از ترکيدن آن لذت داشتنش را از بين مي برد کلاس پنجم که بودم پسر درشت هيکلي در ته کلاس ما مي نشست که براي من مظهر تمام چيزهاي چندش آور بود ، آن هم به سه دليل ؛اول آنکه کچل بود، دوم اينکه سيگار مي کشيد و سوم- که از همه تهوع آورتر بود-اينکه در آن سن و سال، زن داشت ... چند سالي گذشت يک روز که با همسرم از خيابان مي گذشتيم،آن پسر قوي هيکل ته کلاس را ديدم در حاليکه خودم زن داشتم ،سيگار مي کشيدم و کچل شده بودم (دکتر شريعتي) لازمه ی خوشبختی جذب کردن چیزهای تازه نیست . بلکه حذف کردن افکار کهنه است افکاری که به هیچ دردی نمی خورند |
| پیوندها |
|
دیار یار • یکی بـــــود یکی نبــــود • خانم طلا دلبرتشنه سایت اس ام اس کرج دست نوشتهای نخبگان تیره حباب من هنر فردا |
|
RSS
|